محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

فضايح الصوفيه 187

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

طلسمات وتعويذات از رهبانان وكاهنان وجنّيان ، چنان كه طريقهء حكما واطبّاء يونان بوده است ؛ كه چون از مداواى بيمارى عاجز مىشدند ، يا از شفاى او مأيوس مىگشتند او را به هيكل عبادات خود مىبردند وامر به نماز وتصدّق مىكردند وقربانى مىكشتند ، و از احبار ورهبان استدعاى دعا و طلب شفا مىكردند ، پس چون آن بيمار شفا مىيافت آن را طلب الهى وشفاى خدائى ، و مرض را جنون الهى مىناميدند « 1 » . وكسانىكه عشق راافراط شوق‌به اتّحاد دانسته‌اند - هر چند خوب گفته‌اند - لكن كلامشان مجمل است وتفصيلش آن است كه مراد از آن اتحّاد - يعنى يكى شدن دو شخص - كدام قسم از اتّحاد است ؟ زيرا كه گاهى اتّحاد ميان دو جسم به هم مىرسد به امتزاج واختلاط در همديگر - مانند سكنجبين از امتزاج سركه وانگبين - وحصول اين نوع از اتحّاد در دو نفس ممتنع است ، و بر فرض وقوع اتصال ميان عاشق ومعشوق در حالت غفلت وخواب مثلًا ، پس يقيناً به اين اتّصال مقصودشان حاصل‌نمىشودوآتش عشقشان فرو نمىنشيند ؛ به اعتبار آنكه عشق چنان كه گذشت از صفات نفس است نه گوشت و نه پوست ، بلكه آنچه متصوّر مىشود

--> ( 1 ) - اسفار : 7 / 176 .